انتخاب|خوزستان

زمان انتشار مطلب : ۱۳۹۹/۰۸/۱۱ - ۰:۳۸ چاپ مطلب   ارسال به دوستان

” استاد دکتر عبدالله یاراحمدی پیشرو در مسیر تغییر، تحول و توسعه”

یادداشت پایگاه خبرى انتخاب خوزستان بمناسبت عروج ملکوتى مرحوم دکتر عبدالله یاراحمدى استاد دانشگاه اهواز و از فرهیختگان و پیشکسوتان بنام استان خوزستان اگر بخواهیم استاد دکتر عبدالله یاراحمدی را بهتر بشناسیم باید او را در مسیر تحولات بوجود آمده در شهرستان جستجو کنیم، روزگاری ششم ابتدایی پایان سطح تحصیلات در ایذه بود، و معدود […]

یادداشت پایگاه خبرى انتخاب خوزستان بمناسبت عروج ملکوتى مرحوم دکتر عبدالله یاراحمدى استاد دانشگاه اهواز و از فرهیختگان و پیشکسوتان بنام استان خوزستان

اگر بخواهیم استاد دکتر عبدالله یاراحمدی را بهتر بشناسیم باید او را در مسیر تحولات بوجود آمده در شهرستان جستجو کنیم، روزگاری ششم ابتدایی پایان سطح تحصیلات در ایذه بود، و معدود افرادی استطاعت مالی داشتند که از این شهر برای ادامه تحصیل به هفتکل و مسجد سلیمان بروند، این محدودیت منطقه را از نیروی انسانی با سواد محروم کرده بود و اثر این محرومیت سالها بر منطقه نمایان بوده و هست، بودند کسانی که کارشکنی می کردند زیرا از باسواد شدن افراد هراس داشتند آنها می دانستند باسواد شدن افراد نفوذ آنها را دچار خدشه می کند! تا اینکه جوانان جویای نامی همچون استاد دکتر یار احمدی با پیگیری و تلاش مجدانه توانستند مسئولین استانی را قانع نمایند که در ایذه دبیرستان افتتاح نمایند، و این آغازی بود بر اثرگزاری بی پایان او در منطقه.
در جریان پیروزی انقلاب از جمله فرهنگیانی بود که در راه اندازی تشکیلات ضد رژیم، تظاهرات و راهپیمایی ها در شهرستان نقش بسزایی داشت، تا آنجایی که وی توسط شهربانی آنزمان دستگیر و به زندان کارون اهواز منتقل و در لیست اعدامی ها قرار می گیرد و خوشبختانه پیروزی انقلاب باعث شد ایشان از دست رژیم پهلوی جان سالم بدر برد.

در ادامه تحصیل ایشان با وجود مشغله های کاری و خانوادگی تا اخذ مدرک دکتری از پای ننشست. این تلاش او در منطقه زبانزد است، در تربیت فرزندان و تحصیلات آنان ایشان پدری نمونه و قابل تحسین است، خدمتگزاری به مردم یکی از اصول زندگی او، و بزرگترین خدمت ایشان در این راستا تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه بود که در ارتقاء فرهنگ و مناسبات اجتماعی و رفاه اقتصادی در منطقه و خاصه در دانش آموخته گان آن امری غیر قابل انکار است.

در ایجاد وحدت و برادری به اصل شهروند بودن اعتقاد بیشتری داشت تا بقول معروف چه کَس! بودن، او هیچگاه در حصارهای قومی و قبیله ای خود را گرفتار ننمود، گرچه برادری و روابط درون طایفه ای خود را در حد اعلا و در زمینه ها و موقعیت های مختلف حفظ و آنرا عملا! اثبات می نمود.
همواره در طول زندگی یکی از نیروهای پیشرو در اصلاحات در زمینه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سطح منطقه و استان بود.

حضور پر رنگ، نفوذ و تاثیرات حضورش در جلسات مصالحه و رفع کدورت ها برای جالسین جلسات فراموش نشدنی است.
سیر زندگی استاد دکتر یاراحمدی می تواند الگویی عملی برای جوانان امروزی باشد که در هویت یابی دچار شک و تردیدند، استاد همه ی عمر به تحصیل علم پرداخته و معلمی پیشه، عشق و زندگی او بود، معلم بودنش را می شد همواره حدس زد، ظاهرش آراسته، کلامش موزون و با نفوذ، افکار و اندیشه هایش خیرخواهانه و صلح جویانه، رفتارش مهربانانه و مودبانه، راستی، صداقت و پاکدامنی در وجودش هویدا بود. او زندگی را با معلمی شروع کرد و همه ی عمر معلم ماند و تا آخرین نفس به یادگیری و یاددهی مشغول بود، در هر برخورد با او از دریای معرفتش به اندازه توان هر فرد می توانست سیراب گردد.

اینها بخشی از برداشت و ترسیمی بود که حقیر از تندیس زیبایی که استاد دکتر یاراحمدی از خود در این دنیا به یادگار گذاشته است به رشته تحریر درآورم. ولی او شخصیتی عمیق تر از فهم نگارنده دارد و امید است که صاحبین قلم و سخنوران توانمند و آشنا با این شخصیت علمی و اخلاقی،در رسای او به رسم قدرشناسی ادای دین نمایند.

کلام آخر این که بدون شک او از مفاخر منطقه و چهره های ماندگار این دیار است و می طلبد که در این راستا بیشتر بدانیم و بیشتر بیندیشیم…

روحش شاد و یادش گرامی

نگارنده افتخار شاگردی استاد را دارد.

, , , ,